بارها حرم سیدالشهدا علیهالسلام را ویران کردند، راه زیارت را بستند و زائران را به زندان انداختند؛ اما هیچکدام نتوانست کربلا را از حافظه مردم پاک کند.
: در تاریخ، شهرهای زیادی ویران شدهاند؛ شهرهایی که بعد از چند سال دیگر نامی از آنها نمانده است. اما کربلا از آن شهرها نیست. عجیب است؛ آدمبدهای تاریخ هرچه بیشتر تلاش کردهاند این شهر را از حافظه مردم پاک کنند، برعکس پررنگتر شده. انگار هر نسلی که آمده، روایت تازهای از این مقاومت برای ماندگاری را به چشم دیده؛ یک بار با شخم زدن زمین، یک بار با غارت حرم، یکبار با ممنوع کردن زیارت و یک بار هم با گلولههای تانک. برای همین امروز اربعین اگر میلیونها نفر از نجف تا کربلا را پیاده طی میکنند، این فقط یک مراسم مذهبی نیست. پشت هر قدم، تاریخی از مردم عاشق پیشه است که ایستادند تا عبور در این مسیر با همه ظلمها متوقف نشود. ؛ تلاشی که از همان سالهای نخست پس از عاشورا آغاز شد و قرنها ادامه پیدا کرد.
نخستین نگرانی؛ وقتی کربلا فقط یک مزار نبود
حادثه عاشورا هنوز تازه بود که حکومت بنیامیه با واقعیتی روبهرو شد که شاید انتظارش را نداشت. شهادت امام حسین علیهالسلام پایان ماجرا نبود. کمکم کسانی راه کربلا را در پیش گرفتند؛ نه برای دیدن یک مزار، بلکه برای زنده نگه داشتن خاطره واقعهای که حکومت میخواست هرچه زودتر از ذهنها پاک شود. اما زیارت جابر بن عبدالله انصاری، نخستین جرقه این مسیر بود. بعد از او، افراد دیگری هم به کربلا رفتند و همین رفتوآمدها کافی بود تا حکومت حساس شود. از همان سالها، فضای امنیتی بر اطراف کربلا حاکم شد. مأموران رفتوآمدها را زیر نظر داشتند و شیعیان ناچار بودند با احتیاط و پنهانی به زیارت بروند.
میگویند آن روزها هنوز از گنبدهای طلایی و صحنهای وسیع خبری نبود؛ فقط قبری در دل بیابان برای زیارت وجود داشت بود. مزاری که روز به روز آنقدر برای حکومت یزیدیان اهمیت پیدا کرده بود که مراقب باشد به محل اجتماع دوستداران اهلبیت علیهالسلام تبدیل نشود.

عباسیان؛ تغییر حکومت، نه تغییر نگاه
وقتی عباسیان به قدرت رسیدند، خیلیها تصور میکردند فشار بر شیعیان کمتر خواهد شد چون آنها با شعار حمایت از خاندان پیامبر به قدرت رسیده بودند، اما مدت زمان زیادی نگذشت که همان نگرانی قدیمی دوباره خودش را نشان داد؛ نگرانی از اینکه کربلا فقط یک زیارتگاه نباشد و به نمادی برای اعتراض و همبستگی تبدیل شود. همین ترس هم باعث شد تا در زمان هارونالرشید، بنای روی مزار تخریب و درخت سدری که سالها نشانه محل مزار سیدالشهدا به شمار میرفت به دستور او قطع شود. شاید این نخستین تلاش جدی برای پاک کردن نشانههای ظاهری کربلا بود، اما این همه ماجرا نیست و آنچه بعدتر در دوره متوکل اتفاق افتاد، ابعاد دیگری داشت که از کینه عباسیان نسبت به اهل بیت و شیعه امیرالمومنین علیهالسلام خبر میداد.
متوکل؛ خلیفهای که تصمیم گرفت کربلا را از روی نقشه حذف کند
اگر قرار باشد نام یک نفر بیش از همه با تخریب حرم امام حسین علیهالسلام گره بخورد، آن نام متوکل عباسی است. مورخان نوشتهاند که او چهار بار دستور ویران کردن حرم را صادر کرد(هرچند پیش از منصور عباسی اولین کسی بود که دستور داد تا حرم مطهر امام را تخریب کنند). برای همین هم طی این مدت هر بار که مردم دوباره بنایی بر مزار ساختند، مأموران حکومتی بازگشتند و آن را از نو خراب کردند. اما متوکل به همین هم راضی نشد. او میخواست کاری کند که اصلاً کسی نتواند محل قبر را پیدا کند. به دنبال همین موضوع فرمان داد تا علاوه بر ویران کردن زمین، مزار را شخم بزنند آنها حتی آب را از نهرهای اطراف به آنجا هدایت کردند تا هر نشانی از بین برود و رسما آن محدوده را به زمین کشاورزی تبدیل کردند؛ انگار قرار بود سالها بعد، رهگذری که از آنجا عبور میکند، هرگز نفهمد زیر همین خاک، مزار سیدالشهدا علیهالسلام قرار دارد.

زیارت به شرط زندان شکنجه و قتل
اما کار به همین ختم نمیشد همزمان، مأموران حکومت در جادههای منتهی به کربلا مستقر میشدند. تا هر کس قصد زیارت داشت، همانجا بازداشت شود و طعم مجازاتهای سنگین را بچشد؛ از زندان و شلاق گرفته تا مصادره اموال و حتی قتل. به همین دلیل، بسیاری از مردم آن زمان برای زیارت شبانه حرکت میکردند و به جای مسیرهای اصلی از میان بیابان یا نخلستانها خود را به کربلا میرساندند. در بعضی روایتها آمده است که زائران وقتی به محل مزار میرسیدند، دیگر نه گنبدی وجود داشت و نه دیواری. فقط زمینی بود که ساعاتی قبل گاوآهن از روی آن گذشته بود. همانجا میایستادند، سلام میدادند، اشک میریختند و بیصدا برمیگشتند.
جالب اینجاست که سیاست متوکل نتیجه معکوس داد. هر بار که حرم ویران میشد، مردم دوباره آن را میساختند. هر بار که راهی بسته میشد، مسیر تازهای پیدا میشد. چون حکومت میتوانست دیوارها را خراب کند، اما نمیتوانست نشانی کربلا را از حافظه مردم پاک کند برای همین وقتی متوکل از دنیا رفت، سیاست او هم دوام نیاورد. جانشینانش بهتدریج محدودیتها را کاهش دادند و حرم دوباره ساخته شد


