امروز، انسان پا به جهانی تازه گذاشته است؛ جهانی که با دنیای پیشین، با روزگار پیش از ظهور هوش مصنوعی، هزاران فرسنگ فاصله دارد.
بیژن سلطانی زاده : امروز، انسان پا به جهانی تازه گذاشته است؛ جهانی که با دنیای پیشین، با روزگار پیش از ظهور هوش مصنوعی، هزاران فرسنگ فاصله دارد.
جهانی که در آن، تصویر و صدا و خبر، دیگر تنها روایتگر واقعیت نیستند؛ گاه خود واقعیتی تازه میسازند و مرز میان حقیقت و خیال را چنان کمرنگ میکنند که تشخیص راست از ناراست، به یکی از دشوارترین مسئولیتهای انسان معاصر بدل شده است. انسانِ امروز، در میان این سیلابِ تصاویرِ ساختهشده، بیش از هر زمان، تشنهٔ یک نگاهِ انسانیِ راستین است؛ نگاهی که خبرنگار، با گوشت و پوستِ خود، آن را به امانت دارد.
در چنین روزگاری، جنگ نیز دیگر تنها در میدانهای نظامی رخ نمیدهد. نبرد امروز، نبردِ روایتهاست؛ چهرهای پیچیدهتر و ترکیبیتر به خود گرفته است؛ نبردی که در آن، فشارهای سیاسی، اقتصادی، سایبری و رسانهای در کنار یکدیگر قرار میگیرند و ذهن و باور مردم را به میدان اصلی تقابل تبدیل میکنند. در این میدانِ بیمرز، دشمنان این سرزمین، همواره در انتظار فرصتیاند تا با بهرهگیری از غفلت، تفرقه و بیاعتمادی، ضربهای سخت بر پیکر انسجام ملی وارد کنند؛ چرا که میدانند شکافتنِ کشتی، از غرق کردنِ مسافران، آسانتر است.
در این میان، خبرنگار تنها ناقل خبر نیست؛ او دیدهبان حقیقت، پاسدار آگاهی و مرزبان افکار عمومی است. خبرنگار اگر قدر ببیند و جایگاهش تقویت شود، میتواند در این جنگ نابرابر، نقشی بیبدیل ایفا کند؛ چرا که در عصر هجوم روایتها، آنکه حقیقت را درست و بهموقع روایت میکند، خود به سنگری استوار تبدیل میشود. خبرنگار، نه فقط آیینهٔ وقایع، که دستِ معمارِ فرداییست که در دلِ این آشوب، بر پایهٔ راستی بنا خواهد شد؛ چراغی که روشناییِ آن، نسلی را که با الگوریتمها زیست میکند، از میانِ انبوهِ دروغها، بهسوی راستی رهنمون میشود.
امروز، روز خبرنگار است؛ روز ارج نهادن به آنان که گاه در سکوت، گاه در سختی، و گاه در میان بیمهریها، چراغ آگاهی را روشن نگاه میدارند. شاید امسال نیز، همچون سالهای گذشته، برخی خبرنگاران آنگونه که شایسته است دیده نشوند و چه تلخ است که این چراغدارانِ حقیقت، هر بار در میانِ تشویقِ سردِ رسمی، گرمایِ یک نگاهِ راستین را کمتر میبینند؛ اما حقیقت آن است که جامعهای که خبرنگار آگاه، شریف و مسئولیتپذیر خود را تقویت نکند، در برابر طوفان شایعه و تحریف، آسیبپذیر خواهد شد.
سخن آخر آنکه امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند همدلی، هوشیاری و مسئولیتپذیری جمعی هستیم. ما همه بر عرشهٔ یک سفینه نشستهایم؛ اگر بدنهٔ این کشتی از بیاعتمادی، غفلت و تفرقه آسیب ببیند، هیچکس از غرق شدن در امان نخواهد ماند؛ چرا که غرقشدن، پایانی مشترک برای همهٔ مسافران خواهد داشت، چه آنکه در عرشه نشسته باشد و چه در دلِ کشتی. پس باید حقیقت را پاس داشت، آگاهی را گرامی دانست و جایگاه خبرنگار را بهعنوان یکی از ستونهای مهم جامعه، بیش از پیش ارج نهاد؛ چرا که پاسداشتِ او، پاسداشتِ کشتیِ همگانیِ ماست.
.