جنبشهای دانشجویی برای ادامه حیات باید روشهای مطالبه گری را تغییر دهند/ دانشجو نباید به محیط دانشگاه محدود شود

به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، یکی از مهمترین تعبیرها درباره دانشجویان در ایران اسلامی از زبان شهید بهشتی است، وی معتقد است که دانشجو موذن جامعه است و اگر خواب بماند نماز امت قضا میشود. این کلام شیوا به راحتی جایگاه مهم بدنه دانشجویی را در اجتماع روشن میکند و به همین دلیل برخی از جریانات به دنبال این هستند که جریان دانشجویی را به سود خود در سیاست روز تعریف کنند.
16 آذر در ایران برای پاسداشت اعتراضات دانشجویی در سال 1332 به عنوان روز دانشجو نام گذاری شده است؛ به همین دلیل مهدی طرفی دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی خوزستان، مصطفی حیدری جانشین مسؤول بسیج دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز، سجاد جوکار، دبیر شورای صنفی دانشگاه شهید چمران اهواز و مهدی رضایی، مسؤول کانون مطالبه گری دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز در دفتر خبرگزاری فارس حاضر شدند تا درباره وضعیت امروز جنبشهای دانشجویی سخن بگویند.

نقشآفرینی، جریانسازی و تربیت کادر انقلاب؛ 3 خواسته رهبری از جنبش دانشجویی
طرفی: در ابتدا از خبرگزاری فارس برای ایجاد یک بستر مناسب برای انتشار صدای دانشجویان تشکر میکنم و امیدوارم این تعامل ادامه داشته باشد. در ابتدا میخواهم درباره جنبشهای دانشجویی صحبت کنم که برخی معتقدند جنبش دانشجویی جنبشی بود که میتوانست انقلاب دوم را رقم بزند و یا اینکه میتوانست با بدنه اجتماعی ارتباط بگیرد و یا حتی نتایج انتخابات را تعیین کند از این رو خیلیها میگویند جنبش دانشجویی اُفت کرده و اثرگذاری سابق را ندارد.
اما من معتقدم که جنبش دانشجویی اُفت نکرده و نگاه برخی افراد به جنبشهای دانشجویی نزول پیدا کرده است. جنبش دانشجویی را در این میبینند که عدهای دانشجوی دغدغهمند با انرژی بالا دور هم جمع میشوند و بعد میخواهند به عنوان پیاده نظام جریانهای مختلف از آن استفاده کنند؛ باید گفت که این نگاه سبب اُفت جنبش دانشجویی شده است.
به طور مثال دانشجویانی را ببینید که با ظرفیت بالا میخواهند در زمینه حقوق معوقه کارگران هفتتپه ورود کنند و در حمایت از آنها گزارشی تهیه کنند ولی با برخورد جریانات مختلف روبهرو میشوند و چنین میشود که سطح نگاهها پایین میآید.
همچنین برخی به جنبشهای دانشجویی نگاه شب انتخاباتی دارند ولی فردای انتخابات دیگر جنبش دانشجویی اهمیتی ندارد. تنها کسی که نگاه خالصانه به جنبش دانشجویی دارد و این جنبش را به دلیل دانشجویی بودنش میخواهد امام خامنهای است. ایشان است که از جنبش دانشجویی انتظار به حق نقشآفرینی، جریانسازی و تربیت کادر انقلاب را دارد.
البته رویه بعضی از جریانات دانشجویی در زمینه نگاه به جنبشهای دانشجویی نیز مهم است. به طوری که ما در ادوار مختلف میبینیم که برخی از تشکلها، کانونهای فرهنگی و یا شوراها با برگزاری برنامههای سطح پایین و با برگزاری برنامههایی که در شان دانشگاه نیست سبب اُفت نگاهها به جنبش دانشجویی شدند.
وقتی که دغدغه یک جریان و یا تشکل دانشجویی برگزاری کنسرت میشود دیگر نمیتوان از آن تشکل انتظار داشت که وظایف اصلی جنبش دانشجویی را پیادهسازی کند.
جنبش دانشجویی درد مردم را میفهمد و با نقش آفرینی در حوزههای مختلف اجتماعی مشکل مردم را برطرف میکند؛ حضرت آقا در این زمینه خطاب به جنبشهای دانشجویی فرمودهاند که شما وظیفه حل مشکل مردم را دارید. این جمله به نوبه خود اهمیت موضوع را میرساند چرا که از دانشجو حل مشکل خواسته شده و نه فقط مطالبه و بیان آن!
باید گفت که حل مشکلات است که برای جنبش دانشجویی موضوعیت میآورد وگرنه غر زدن را که همه بلدند. در زمینه مشکلات کارگران هفتتپه جمعی از دانشجویان در جمع گروههای کارگران رفتند و توانستند کاری کنند که بعد از چندین روز نماینده مجلس در بین کارگران حضور پیدا کند. هیچکدام از مسؤولان استانی در بین کارگران حضور پیدا نکرده بودند و برای اولین بار جنبش دانشجویی توانست یک مسؤول را به جمع کارگران بکشاند.
جنبش دانشجویی نقش آفرینی مرتبط با خود را دارد ولی نگاه به این جنبش نگاهی انتخاباتی شده است و عملکرد نامناسب و به دور از شان برخی از جریانات دانشجویی سبب شده تا حدودی نگاه به جنبش دانشجویی متفاوت شود.

دانشجو نباید به محیط دانشگاه محدود شود
حیدری: جنبش دانشجویی در زمانهای مختلف وظایف متفاوتی دارد. اگر جنبش دانشجویی فراجناحی نباشد و یا به حزب و قشر خاصی وابسته باشد مطمئنا نمیتواند رسالت اصلی خود را انجام دهد چرا که اگر وابستگی داشته باشد پیاده نظام آن جریان میشود.
دانشجو را موذن جامعه میدانند از این رو جنبش دانشجویی میتواند عَلَم مطالبهگری را در جامعه به دست بگیرد اما دانشجو نباید خود را به محیط دانشگاه محدود کند بلکه باید با مشکلات و دغدغههای اصلی عموم جامعه آشنایی داشته باشد که یکی از راههای این مسئله را میتوان برگزاری اردوهای جهادی دانست.
دانشجو باید حلقه وصلی بین مردم و مسئولان باشد و متناسب با زمان و موقعیتها به مطالبهگری بپردازند.
دانشجو در مقابل کمبودها موضع میگیرد
جوکار: جنبش دانشجو را چنین میتوان تعریف کرد که دانشجو کمبودها را ببیند و در مقابل کمبودها موضع بگیرد همچنین تصمیمساز باشد و بتواند جهتگیریها را تغییر دهد و حتی در تصمیمات اجرایی کشور بتواند نقش داشته باشد.
شورای صنفی دانشجویان از طریق ارائه پیشنهاد، مشورت و مشاوره در تلاش است تا بتواند تغییراتی را ایجاد کند، وزارت علوم نیز در حال بهرهگیری از این شورا است و اگر در دیگر وزارتخانهها نیز چنین شوراهایی ایجاد شود و نظر دانشجویان پرسیده شود میتوان به صورت جدیتر دانشجویان را در مسائل مختلف دخیل کرد.

وظایف مسؤولان در برابر جنبشهای دانشجویی
رضایی: بحث جریانسازی جنبشهای دانشجویی با موضوعات مختلفی مرتبط است؛ دانشجو موذن جامعه است و اوست که میتواند مردم را برای مسائل متفاوت فرا بخواند و جریانی را بسازد.
اما در این میان نقطه ضعفهایی وجود دارد که میتواند به جنبشهای دانشجویی صدمه بزند و حتی گریبانگیر مردم نیز شود و آن عدم همراهی و پیگیریهای لازم توسط مسؤولان مربوطه است. به طور مثال وقتی دانشجویان در دانشگاه میخواهند به موضوع انتقال آب ورود کنند با عدم همراهی لازم مسؤولان روبه رو میشوند.
بنابراین وقتی جنبشهای دانشجویی در داخل خوزستان و یا حتی در داخل کشور میخواهد بحثی را دنبال کنند و یا انتقاد سازنده با توجه به فرمایشات حضرت آقا به موضوعی داشته باشد به دلیل عدم حمایت جامع و کافی مسؤولان با مشکلاتی مواجه میشود به همین دلیل بحث ما خطاب به مسؤولان است که چرا به جنبشهای دانشجویی که دغدغههای مردم است بیتوجهی میکنند؟
از همین تریبون استفاده میکنیم و خطاب به مسؤولان باید بگوییم که یکسری انتظارات و وظایفی وجود دارد که مسئولان در قبال دانشجویان و جوانان دارند که باید عملیاتی و اجرایی شوند.
فارس: در صحبتهایتان اشاره کردید که بعضیها معتقدند جنبشهای دانشجویی افول کردهاند در ابتدا توضیح دهید که چرا چنین دیدگاهی ایجاد شده و دوم اینکه چرا تاکنون نتوانستهاید مسؤولان را با خودتان همراه کنید آیا مطالبههایتان اصولی نبوده است؟
رویکرد جنبش دانشجویی از سیاسی به اجتماعی تغییر کرده
طرفی: به نکته مهمی اشاره کردید؛ وقتی از بیرون نگاه کنید فکر میکنید که جنبش دانشجویی افت کرده است، طبیعی است و باید چنین احساسی باشد چرا که نوع رویکرد جریانات دانشجویی در حال تغییر است. بیشتر جریانات دانشجویی در حال ورود به مسائل اجتماعی و برطرف کردن گرههای معیشتی مردم هستند.

جنبش دانشجویی در حوزه مطالبهگری دو کار انجام میدهد نخست گفتمانسازی درباره مشکل و دوم حل مشکل است؛ مثلا در موضوع انتقال آب ما گفتمانسازی کردیم به طوری که در نماز جمعه، سطح شهر و راهپیماییها در این زمینه به گفتوگو پرداختیم ولی حل مشکل خیلی سخت است اما برای حل مشکل هم بسیج دانشگاه شهید چمران اهواز کارگروه علمی تشکیل داد و به صورت تخصصی درحال کار کردن بر روی بحث انتقال آب است.
اما مطالباتی نیز بوده که توانستهایم از آن نتیجه به دست بیاوریم و مطالبهگریهایمان همراه با خروجی بوده است؛ مثلا درباره بخشی از مشکلات گروه ملی با مسؤولانشان به گفتوگو پرداختیم اگرچه مشکل این کارگران به صورت ریشهای هنوز حل نشده ولی ما همچنان پیگیر هستیم و یا در زمینه کارگران هفتتپه نماینده مجلس را فراخواندیم.
ما در بحث FATF نیز گفتمانسازی کردیم و یا در بحث مشکلات آب شرب در آبادان و خرمشهر ورود کردیم و در قالب گروههای جهادی و یا کارگروههای اجتماعی، بسیاری از دانشجویان برای کمک به مردم اعزام شدند.
نکته اول اینکه به نظر من بحث اثرگذاری جنبشهای دانشجویی در جامعه همچنان وجود دارد ولی ممکن است رویکردها از سیاسی بیشتر به اجتماعی تغییر کرده باشد البته هنوز هم فعالیت سیاسی وجود دارد و نکته بعدی که باید به آن توجه کرد تفاوت دولتها است که در این زمینه اثرگذار هستند. بنابراین نوع عملکرد دانشجوها بر اساس نوع رویکرد دانشگاهها نسبت به تشکلها ممکن است متفاوت باشد.
به نظر بنده در زمینه کارگران هفتتپه همه جریانات انقلابی مکلف هستند و باید پای کار بیایند و در این زمینه نقش آفرینی کنند تا مشکل کارگران برطرف شود، صدا باید از طرف جریانات انقلابی بلند شود و نباید بگذاریم که جریانات ضد انقلاب بر روی موج ایجاد شده سوار شوند. جریانات انقلابی اعم از دانشجویان، طلاب و رسانهها باید حل کننده مشکل باشند. همه باید برای حل مشکل مردم ورود کنند تا فشارها به مردم بالا نگیرد.
نکته بعدی که سبب ایجاد چنین دیدگاهی در بیرون از دانشگاه نسبت به جنبشهای دانشجویی شده را میتوان به سطح دغدغههای دانشجوها مرتبط دانست؛ معتقدم وقتی سطح مطالبه دانشجو به دلیل ضعف در مدیریت دانشگاه از مسائل کشوری و یا حتی بینالمللی به ساخت خوابگاه متأهلی و یا کیفیت غذا تنزل پیدا میکند، سبب میشود که سطح مطالبات و دغدغههای دانشجو به سطوح پایین صنفی برسد.
یکی از دلایل ضعیف بودن مدیر هم میتواند به سن او برگردد در حالی که باید در دانشگاهها به بحث جوانگرایی توجه کرد چرا که یک مدیر جوان راحتتر میتواند با دانشجوی جوان ارتباط برقرار کند.
یکی از اصلیترین مشکلات ما در دانشگاه این است که مدیران اصلی انرژی کافی ندارند و نگاه دانشجو را نمیشناسند و جریانات دانشجویی را نمیتوانند درک کنند چرا که به لحاظ سنی با فضای دانشجویی فاصله گرفتهاند. معتقدم که باید از اساتید و مدیران جوان استفاده کرد البته باید گفت که به یاد داشته باشیم جناحبندی سیاسی در انتخاب مدیران قابل پذیرش نیست.
لزوم تغییر روشها
حیدری: در ابتدا باید بررسی کرد که آیا نگاهها به جنبشهای دانشجویی افول کرده است یا نه و سپس باید زمان فعالیت دانشجویان را سنجید؛ باید گفت که فضای فعلی با فضایی که در 30 تا 40 سال گذشته وجود داشته و یا حتی بحث نگاه مسؤولان نسبت به جنبشهای دانشجویی نیز متفاوت است.
به طور مثال در بحث مطالبهگری از دولت در 4 سال نخست دولت روحانی برنامهها و جلسات زیادی پیرامون مباحث و مشکلات مختلف برگزار کردیم تا به گوش مسئولان برسد و رسید اما نتیجهای نداشت واکنون هم فضای سردی در جامعه حاکم است؛ مردم و دانشجوها آنقدر که انتقاد کردهاند خسته شدهاند و گفتن اشکالات دولت تکراری شده است.
همه این مسائل سبب میشود که ذائقه افراد عوض شود؛ ذائقه مردم که عوض میشود مسلما باید روشها هم تغییر کند اما ما میبینیم که روشها همان روشهای قدیمی و از پیش تعریف شده است و این امر میتواند نقدی باشد که به کار دانشجوها میتوان وارد کرد و دانشجویان باید از قالبهای مرتبط با گذشته مثل همایش و مناظرهها به انجام اقدامات جدید بپردازند. مطمئنا اگر کارهای جدید انجام نشود مسئله افول جنبشهای دانشجویی به واقعیت میپیوندد.
سطح دغدغه برخی از دانشجوها پایین آمده است
جوکار: در بعد رسانهای با مشکلاتی مواجه هستیم و اینکه به لحاظ رسانهای نیاز است که از دانشجوها بیشتر حمایت شود. یکی از دلایلی که موجب شده فکر کنیم که جنبشهای دانشجویی افول کرده این است که سطح دغدغه برخی از دانشجوها پایین آمده است.
همچنین جهتگیریهای سیاسی بر روی موضعگیریها تاثیرگذار است و نیز اینکه شاید بتوان گفت دانشجوها ضعیف نشدهاند و عدم پاسخگویی مسئولان بیشتر شده است.
جنبشهای دانشجویی مظلوم واقع شدند
رضایی: درباره با افول جنبشهای دانشجویی دو نکته قابل بیان است، اول اینکه زمانی حضرت آقا فرمودند اکنون جنگ، جنگِ نرم و فرهنگی و شبیخون فرهنگی است بنابراین از آنجا که ما دانشجویان سربازان حضرت آقا هستیم بر روی مسائل فرهنگی متمرکز شدیم تا اینکه بحث عوض شد و مباحث به سمت جنگ اقتصادی که حضرت آقا بیان کردند، حرکت کرد لذا جنبش دانشجویی بر روی مسائل اقتصادی کار کرد.
پس از بیانات حضرت آقا درباره جنگ اقتصادی، جنبش دانشجویی چند حوزه برای کار کردن در این زمینه از جمله حوزه اجتماعی و اقتصادی تعریف کرد. جنبش دانشجویی در حوزههای اجتماعی وارد عمل شد و مطالبههای اجتماعی در بین اقشار مختلف را آغاز کرد و در این میان گفتمان ایجاد کرد و راهکار نیز ارائه داد ولی متاسفانه وقتی ما مشاهده میکنیم که رئیس دولت زمان سخنرانیهای نمایندگان جنبشهای دانشجویی همسو و غیرهمسو را کم میکند و یا آنها را بیشناسنامه خطاب میکند چه انتظاری میتوان از دانشجو داشت وقتی این همه سرکوفت میخورد؟
متاسفانه جنبشهای دانشجویی در چنین زمینههایی مظلوم واقع میشوند و وقتی مسئلهای مطرح میشود همه نشانهها به سمت دانشجو میرود که جنبش دانشجویی عامل کم کاریها بوده در حالی که اینگونه نیست و عوامل زیادی دست به دست هم میدهند که عملکرد جنبشهای دانشجویی زیر سوال برود که این موضوع نه به نفع کشور و نه به نفع مردم است.
فارس: مهمترین خواستهای که حضرت آقا از جنبشهای دانشجویی داشتهاند بحث مطالبهگری است، جنبشهای دانشجویی و یا دانشجویان ما مطالبه گری را بلدند؟
نگاههای شب انتخاباتی، آفت نگاه دولت به جنبشهای دانشجویی
طرفی: در این زمینه نمی توان یک جواب صفر و صدی داد؛ مثلا جنبش و یا تشکلی بوده که مطالبهای را داشته و آن را نیز به نتیجه رسانده و گرهی را باز کرده و مثال مخالفش نیز وجود دارد که مثلا تشکلی مطالبهگری انجام داده که به ضد مطالبه تبدیل شده است.
نگاه دولتمردان به دانشجویان و جنبشهای دانشجویی نگاه حل مسئله نیست که بگویند این جنبش برای حل مشکل کارایی دارد بلکه نگاهشان شب انتخاباتی است. تا موقعی که مسئولان به جنبشهای دانشجویی نگاه شب انتخاباتی داشته باشند قطعا مطالبهگری درست و اساسی به وجود نمیآید.
بعضی از جریانات دانشجویی به این نگاه دامن زدهاند و یا بعضی از جریانات انقلابی نیز دچار محافظه کاری شدید شدهاند و بعضی از جریانات همسو نیز دچار سهمخواهی و منفعت طلبی شدهاند؛ لذا قطعا این مسائل سبب میشود که به جنبشها نگاه شب انتخاباتی شود. اگرچه این ضعف به دانشجو باز میگردد ولی قطعا نوع رویکرد دولتمردان به دانشجویان سبب ایجاد چنین نگاهی میشود.
امروزه دیگر حنای جریانات لیبرال و غیر همسو با جریانات انقلابی در دانشگاهها رنگی ندارد به همین دلیل به برگزاری برنامههای مبتذل و آمیخته با ضد ارزش در داخل دانشگاهها میپردازند تا بتوانند بدنه اجتماعی پیدا کنند اما قطعا این نوع برنامهها سبب ایجاد بدنه اجتماعی برای آنها نمیشود ولی این جریانات میخواهند با برگزاری این برنامهها نشان دهند که ما زندهایم.
باید گفت که امروزه دیگر مثل گذشته نیست که یکسری از جریانات همچنان در دانشگاهها زنده باشند؛ جریانات اصلاح طلب در دانشگاهها مردهاند و فکرشان دیگر خریدار ندارد چرا که برای مردم در این 6 سال ثابت شده که این جریانات دردی از آنها را دوا نکرده است.
مدیران در حال دست و پا زدن هستند تا بتوانند پست و مقام بگیرند، در گذشته میگفتیم که ز گهواره تا گور دانش بجوی اما امروزه باید در وصف برخی از مسؤولان گفت که ز گهواره تا گور مسؤولیت بجوی!
اگر ما در کشور به دنبال تغییر و تحول هستیم باید این مسؤولان کنار بروند لذا معتقدم که قانون منع به کار گیری بازنشستگان قانون بسیار مفید و با ارزش است البته به شرطی که به آن عمل شود. وقتی میانگین سنی کابینه دولت 60 سال است چه انتظاری میرود که آن مدیر مسن یک مدیر 30 ساله را انتخاب کند؟ اگر ما این حالت گذار را تغییر دهیم قطعا آینده خوبی برای کشور خواهیم داشت.
امروز تاریخ انقضای جریان اصلاحات تمام شده و این جریان عملا مرده است؛ جریان اصولگرایی نیز به معنای اصولگرایی وجود ندارد و جریان اصولگرایی هم مرده است و دیگر حنای جریان اصلاحطلبی و اصولگرایی رنگی ندارد. ما باید به دنبال یک جریان سومی که متشکل از افراد ارزشی و انقلابی باشد که برای حل معضلات اجتماعی تلاش میکنند و درد مردم را شناسایی میکنند و گرههای مشکلات مردم را باز میکنند. پیشقراولان این جریان، دانشجویان ارزشی هستند که اکنون هم برای مردم تلاش میکنند تا درد مردم را برطرف کنند.
اکنون اعلام میکنم که جنبش دانشجویی دانشگاه چمران نیز آمادگی کمک و حل مشکلات در حوزههای مختلف را دارند همانطور که در زمینه حل مشکل آب شرب مردم آبادان ورود کردند و یا وقتی که سر پل ذهاب زلزله آمد دانشجوهایمان برای کمک اعزام شدند.
ما در مجموعه بسیج دانشجویی آمادگی کامل داریم که در حوزههای مختلف برای کمک و حل مشکلات ورود کنیم همچنین برنامههای جدیدی در نظر گرفته شده و افق روشنی برنامهریزی شده است.
اهمیت اولویت شناسی در مطالبه گری
حیدری: در این زمینه نمیتوان جواب کلی داد اما مطالبهگریهایی درباره موضوعات مختلف توسط بسیج دانشجویی شده که خیلی وقتها جواب داده و خیلی وقتها هم ممکن است جواب نداشته باشد. اولین نکتهای که در بحث مطالبه گری وجود دارد بحث اولویتشناسی است. حضرت آقا نیز میفرمایند که مطالبهگری همراه با پیشنهاد و راهکار باید باشد.
از سویی دیگر بحث تفاوت نسلها و اختلاف سن مسؤولان و دانشجویان واقعا تاثیرگذار است. وقتی تفاوت سن وجود دارد مطمئنا تفاوت دغدغه و دیدگاه نیز وجود خواهد داشت.
در بحث شناخت و شناساندن مطالبه و مطالبهگری جای کار زیادی وجود دارد؛ باید دغدغه اصلی مردم و دانشجوها شناخته شود تا بتوان آن را به درستی مطالبه کرد. البته کسر کمی از دانشجویان در تشکلها فعال هستند که این موضوع هم باید بررسی شود که اگر برای این موضوع وقت گذاشته شود جنبشهای دانشجویی میتوانند موفقتر عمل کنند و از مطالبه گری خود هم جواب بگیرند.
دانشجویان مطالبه گری را بلدند
جوکار: جنبشهای دانشجویی مطالبهگری را بلد هستند؛ به طور مثال در شورای صنفی دانشگاه شهید چمران اهواز دانشجوهای مختلفی با سابقه تشکیلاتی از هر جناحی دور هم جمع شدهاند و شورای منسجم و بزرگی را تشکیل دادهاند و مشکلات دانشجویان در سطح دانشگاه را در حال پیگیری هستند و دانشجوها نیز در این زمینه همراه شدهاند.
ما میبینیم که تشکلهای دیگر مثل بسیج دانشجویی وقتی که موضوعی را پیگیری میکنند مطالبههایشان واقعا جواب داده به ویژه در دانشگاه شهید چمران؛ چرا که بسیج این دانشگاه به نسبت بسیاری از تشکلهای دیگر دانشجویی قویتر است و مطالبههایی که در این دانشگاه انجام میشود توسط مسؤولان جدی گرفته میشود چرا که خیلی منطقی و جدی است و به همین دلیل است که مطالباتشان هیچ وقت مسکوت نمیماند و به حاشیه نمیرود و معمولا به نتیجه میرسد.
مسؤولان عامل انحراف مطالبات دانشجویان
رضایی: در بحث مطالبهگری دانشجویان همانطور که حضرت آقا در سالهای اخیر فرموده بودند به سوی مطالبههای سازنده ریل گذاری شده است یعنی اگر شورا نامهای بزند اکثر نامهها همراه با ارائه راهکار به مسئولان است.
در زمینه جریانسازی آنچه که باعث انحراف جریان میشود مسؤولان هستند، مسؤول وقتی میبیند که دانشجو میخواهد مسئلهای را مطالبه کند، سنگ اندازی میکنند. همچنین وقتی میبیند که مطالبه وارد یک جریان شده است درصدد انحراف مطالبه اقدام میکند؛ مثلا با اجازه ورود تعدادی از بانوان در یک ورزشگاه میخواهند مطالبه اصلی که بحث اقتصادی است را از اذهان پاک کنند.
ما در دوران دفاع مقدس بهترین افرادمان را به جنگ فرستادیم ولی بعد از جنگ بهترین افرادمان را پشت میز نگذاشتیم؛ جامعهای که بهترین شهیدان را دارد استحقاق بهترین مدیران را نیز دارد ولی متاسفانه شاهد چنین ساز و کاری نیستیم. مدیران خسته اکنون جامعه مدیران کشور ما را تشکیل میدهد و این مدیران، مدیران مدیران نمونه نیستند چرا که مدیران نمونه برای خدمت میآیند نه برای نعمت.
انتهای پیام/