سکوت دلخراش بهاره / در خرابه چه بر سر او آمد؟ / گفتگو با خانواده دختر بچه + فیلم و عکس
زن همسایه چادر گلدارش را زیر بغل جمع کرده و غرق در عمق بی انتهای افکار، نچنچ کنان به نشانه افسوس سرش را تکان میدهد: “خودش که بچه است، احتمالا نمیداند چه بر سرش آمده اما خدا به داد مادرش برسد! زن بیچاره از آن روز آب شده است انگار”.
زن همسایه چادر گلدارش را زیر بغل جمع کرده و غرق در عمق بی انتهای افکار، نچنچ کنان به نشانه افسوس سرش را تکان میدهد: “خودش که بچه است، احتمالا نمیداند چه بر سرش آمده اما خدا به داد مادرش برسد! زن بیچاره از آن روز آب شده است انگار”.