هدف مقاله حاضر بررسی تطبیقی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و امریکا و مقایسه آن در ابعاد مختلف در منطقه غرب آسیا است.
بررسی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و امریکا بیژن سلطانی زاده
هدف مقاله حاضر بررسی تطبیقی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و امریکا و مقایسه آن در ابعاد مختلف در منطقه غرب آسیا است.
در این راستا چارچوب نظری قدرت نرم که از سوی “جوزف نای” مطرح شده است به عنوان چارچوب مفهومیِ مناسب و جامع برای بررسی
قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و امریکا، ابزارها و محدودیتهای قدرت نرم دو کشور در منطقه مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.

بیژن سلطانی زاده
قدرتهای جهانی و منطقهای همواره برای تداوم و افزایش نفوذ خویش، سعی کردهاند مدیریت تحولات نظام جهانی و منطقهای را کنترل کنند.
غرب آسیا به مثابه منطقهای ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک اهمیتی ویژه در معادلات نظام جهانی دارد و تحولات آن توجه قدرتهای بزرگ،
از جمله امریکا را به خود معطوف داشته است؛ از اینرو، امریکا به عنوان دولتی سلطهجو و جمهوری اسلامی ایران در مقام حکومتی
ضدهژمون میکوشند تحولات این منطقه راهبردی را با بهرهگیری از ظرفیتهای قدرت نرم خویش کنترل و مدیریت کنند.
بر این اساس، مقاله حاضر مفهوم، ویژگیها و منابع قدرت نرم را به طور عام و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و امریکا را به طور خاص
مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهد.
پیروی از نگرش و روشی تطبیقی در مطالعة قدرت نرم ایران و امریکا، کمک شایانی به شناخت دقیق نقش و جایگاه قدرت نرم جمهوری
اسلامی ایران در سطح منطقه غرب آسیا خواهد داشت.
موضوع قدرت نرم به عنوان یک واژه در علم سیاست به ویژه در حوزه منازعات بشری و از دیرباز مطرح بوده است که با ظهور ادیان، به ویژه
اسلام و گسترش سریع آن در جهان، نقش قدرت نرم بر جسته گردید و به یک عامل سرنوشتساز تبدیل شد. اسلام نه بر اساس قدرت سخت،
بلکه با تکیه بر قدرت نرم گسترش یافت.
از قرن شانزدهم و شکلگیری نظام ملت- دولت و سلطه یافتن اندیشههای مادیگرایانه در غرب، بهتدریج قدرت نرم به فراموشی سپرده شد
و یا تحتالشعاع قدرت سخت قرار گرفت.
در عصر کنونی، همراه با تحولات سریع و شگفتانگیز اطلاعاتی و ارتباطی و تحول ماهیت قدرت، برخی از اندیشمندان از جمله جوزف نای
از اشکال دیگر قدرت در عصر فراصنعتی نام بردهاند(هرسیج و ملایی، 1387، ص301). نای در تقسیمبندی خود از قدرت، برای نخستینبار واژه قدرت نرم
را در برابر قدرت سختمطرح کرد او با اشاره به انقلاب اطلاعات معتقد است شرایط بروز قدرت نرم طی سالهای اخیر به شکلی باورنکردنی تغییر نموده است.
انقلاب اطلاعات و جهانیسازی، جهان را دستخوش تغییرات بنیادین نموده، جوامع و شبکه های
مجازی را پدیدآورده، و مرزهای کشورها را درهمنوردیده تا همکاریهای فراملی و عاملان غیرحکومتی نقشهایی مهمتر ایفا کنند.
بررسی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و امریکا بیژن سلطانی زاده